
گفتم:به نظر شما عشق يعني چي؟
گفت : عشق يعني پاك ترين احساس و زيباترين رنگ دل عاشق
گفتم : پس چرا تموم عاشقا هميشه دلتنگ و غمگين هستند ؟
گفت : عشق و غم با هم مونسند و از هم جدا نمي شوند
گفتم : كي به تو اجازه داد كه كسي رو دوست داشته باشي ؟
گفت : كار من نيست ، كار عشقه !
گفتم : اصلا مگه تو مي فهمي عشق يعني چي ؟
گفت : فقط مي دونم بدون عشق نمي تونم زنده باشم !
گفتم : حالا اون كيه كه اينقدر دوسش داري ؟
گفت : يعني تو نمي دوني ؟!
گفتم : اگه يه روزي بذاره بره ، چي كار مي كني ؟
گفت : مي ميرم ، ديوونه مي شم ، آواره ي بيابون مي شم !
گفتم : آيا اون هم دوستت داره ؟
گفت : آره ، اما مهم اينه كه من دوستش دارم ، همين كافي نيست ؟
گفتم : توي خواب و خيال ، اوني رو كه دوست داري رو هم مي بيني ؟
گفت : اون تموم خواب و خيال و زندگي منه !
گفتم : خوش به حالش اي كاش من به جاي اون بودم !
گفت : خوش به حال من كه ديوونه ي اون شدم
گفتم : خودش مي دونه كه اينقدر دوستش داري ؟
گفت : از نگاهم و اشك هام مي خونه
گفتم : وقتي دلت براش تنگ ميشه چي كار مي كني ؟
گفت : مي سوزم ، پرپر مي شم ، ديوونه مي شم و اشك مي ريزم
گفتم : وقتي ازش دوري چي كار مي كني ؟
گفت : ياد حرفاش مي افتم و گريه مي كنم تا دلم خالي بشه
گفتم : نظرت راجع به اون چيه ؟
گفت : خيلي پاكه ! چشم و دلش مثل شبنم زلال و نگاهش مثل دريا پاكه
گفتم : توي فكر و خيالت اونو به چي تشبيه مي كني ؟
گفت : به آسمون چون خيلي پاك و زيبا و بزرگه 
گفتم : زيباترين يادگاري به نظرت چي مي تونه باشه ؟
گفت : عشق و يك نگاه عاشقانه ، زيباترين يادگاريه
گفتم : دلت مي خواد چي بهش بگي ؟
گفت : مي خوام بگم دوسش دارم تا آخرين نفس
گفتم : واي سوالام تموم شد و سوال كم آوردم !
گفت : اما من يه عالمه حرف نگفته دارم كه اگه بگم تموم صفحات دنيا پر ميشه .
|