|
....زیباترین غم ... | |||||||||||
|
از این زنــدگی ِ خالی
ادامه مطلب [ شنبه 3 مهر1389 ] [ 13:4 ] [ آیدین ]
كاش روياهايمان روزي حقيقت مي شدند تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند سادگي مهر و وفا قانون انسان بودن است كاش قانون هايمان يكدم رعايت مي شدند اشكهاي همدلي از روي مكر است و فريب كاش روزي چشمهامان با صداقت مي شدند گاهي از غم مي شود ويران دلم اي كاش بين دلها غصه ها مردانه قسمت مي شدند
[ پنجشنبه 28 شهریور1387 ] [ 15:11 ] [ آیدین ]
[ پنجشنبه 28 شهریور1387 ] [ 1:38 ] [ آیدین ]
خواستم براي از دست دادنت اشك بريزم ولي ديدم همه ي اشكامو براي بدست آوردنت ريختم کاش یک شانس دیگه به من می دادی و این رو بدانی که تو رو با تمام وجودم دوست دارم نتوانستم تو رو فراموش کنم
نتوانستم ، رفتنت رو برای این قلب تنهام بازگو کنم حتی این قطره های اشک هم نتوانست این قلب عاشق را تسکین بده مگه میشه بی تو زندگی کرد کاش لحظه ای بایستی و برگردی و دوباره مرا دوست داشته باشی کاش .... [ شنبه 15 دی1386 ] [ 13:59 ] [ آیدین ]
گفتم:به نظر شما عشق يعني چي؟ گفت : عشق يعني پاك ترين احساس و زيباترين رنگ دل عاشق گفتم : پس چرا تموم عاشقا هميشه دلتنگ و غمگين هستند ؟ گفت : عشق و غم با هم مونسند و از هم جدا نمي شوند گفتم : كي به تو اجازه داد كه كسي رو دوست داشته باشي ؟ گفت : كار من نيست ، كار عشقه ! گفتم : اصلا مگه تو مي فهمي عشق يعني چي ؟ گفت : فقط مي دونم بدون عشق نمي تونم زنده باشم ! گفتم : حالا اون كيه كه اينقدر دوسش داري ؟ گفت : يعني تو نمي دوني ؟! گفتم : اگه يه روزي بذاره بره ، چي كار مي كني ؟ گفت : مي ميرم ، ديوونه مي شم ، آواره ي بيابون مي شم ! گفتم : آيا اون هم دوستت داره ؟ گفت : آره ، اما مهم اينه كه من دوستش دارم ، همين كافي نيست ؟ گفتم : توي خواب و خيال ، اوني رو كه دوست داري رو هم مي بيني ؟ گفت : اون تموم خواب و خيال و زندگي منه ! گفتم : خوش به حالش اي كاش من به جاي اون بودم ! گفت : خوش به حال من كه ديوونه ي اون شدم گفتم : خودش مي دونه كه اينقدر دوستش داري ؟ گفت : از نگاهم و اشك هام مي خونه گفتم : وقتي دلت براش تنگ ميشه چي كار مي كني ؟ گفت : مي سوزم ، پرپر مي شم ، ديوونه مي شم و اشك مي ريزم گفتم : وقتي ازش دوري چي كار مي كني ؟ گفت : ياد حرفاش مي افتم و گريه مي كنم تا دلم خالي بشه گفتم : نظرت راجع به اون چيه ؟ گفت : خيلي پاكه ! چشم و دلش مثل شبنم زلال و نگاهش مثل دريا پاكه گفتم : توي فكر و خيالت اونو به چي تشبيه مي كني ؟
گفت : به آسمون چون خيلي پاك و زيبا و بزرگه گفتم : زيباترين يادگاري به نظرت چي مي تونه باشه ؟ گفت : عشق و يك نگاه عاشقانه ، زيباترين يادگاريه
گفتم : دلت مي خواد چي بهش بگي ؟ گفت : مي خوام بگم دوسش دارم تا آخرين نفس گفتم : واي سوالام تموم شد و سوال كم آوردم ! گفت : اما من يه عالمه حرف نگفته دارم كه اگه بگم تموم صفحات دنيا پر ميشه . [ پنجشنبه 22 آذر1386 ] [ 14:20 ] [ آیدین ]
بد بینیهایت مانند سنگی به شیشه های قلبم می خورند و ناگاه قلبم ترک می خورد تو بی اعتنا پا به رویاهایم می گذاری و مرا به دست وحشیانه روزگار می سپاری اما من باز با التماس به سویت می آیم و دریچه های قلبم را برایت می گشایم .
وقتی دستان گرمت را که در دستانم حس می کنم ترکهای قلبم بهبود می یابند و کینه ها در دلم به عشق تبدیل می گردد ، ای تنها تکیه گاهم هر گز بی پناهم مکن ، می دانم گاهی حرفهایم برای تو منفیست اما ای بهترینم بدان که تو را به تعداد نفسهای نوح دوست دارم و تو را همچون یگانه معبودمان می پرستم . تو خود می دانی که شب و روزم با یاد خاطرات تو سپری می شود . شبها رو به آسمان با چشمانی خیس از خدا می خواهم که هرگز عشقت را در دلم ویران نسازد ، به تو محتاجم همچو طفلی به مادر همچو گلی به آب ،بهترینم به من شک مکن و مرا در خیال خود با دیگران مبین که نگذاشته ام و نمی گذارم که رقیبی داشته باشی . [ چهارشنبه 14 آذر1386 ] [ 14:31 ] [ آیدین ]
بهت نگفتم تا حالا اینکه چقدر دوست دارم
[ دوشنبه 14 آبان1386 ] [ 17:41 ] [ آیدین ]
خدايا به هر كه ميوه سنگين عشق مي دهي ، شاخه وجودش را مي شكني ...تو خود مرهم شاخه هاي شكسته باش ..خدايا ، اي انيس تنهايان ، مونسمان باش و اي پناه بي پناهان ،
پناهگاهمان شو ..خداوندا ! ما مدعيان دروغ زن انتظاريم . حرف از چشم انتظاري محبوب مي زنيم اما به اندازه ساده ترين دستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نيستيم .الفباي انتظار را به ما بياموز و لذت انتظار را به ما بچشان ...خدايا ! بر ما بي چشم و رويان نمك نشناس رحم كن . در اين خانه جهان كه ميهمانيم چشم از صاحبخانه گرفته ايم و به سفره و غذا دوخته ايم . ولي نعمتمان را به ما بشناسان كه دريابيم [ شنبه 25 آذر1385 ] [ 15:43 ] [ آیدین ]
غم غروب نگاهت نشست بر روحم.......بمان ستاره که بی تو بهار می ميرد دلم به وسعت الاله های غم سرخست......وجود ابی احساس پاک و بارانی ست بجای هجرت و اندوه و بي قراری و درد دلم اگر بروی در خزان هجرانت..............چو يک کبوتر بی اب ودانه مي میرد ........... [ چهارشنبه 8 آذر1385 ] [ 8:58 ] [ آیدین ]
توی تقویم می نویسم تا بمونه یادگاری
دیگه خورشیدی ندارم واسه این روزهای دلسرد ولی تو ، تویی که رفتی حرمت عشق و شکستی روی التماس چشمام، چشمای نازت رو بستی تقویم از اسم تو پر شد اما جات خالی اینجا منم و خاطره ی تو منم و قصه فردا [ سه شنبه 30 آبان1385 ] [ 11:51 ] [ آیدین ]
از از تو مي نويسم از تو که فرصت ورود به وجودت را به من بخشيدي ؛تو که توانم بودي آنگاه که نا توان بودم؛صدايم بودي
اگر در پايبندي به تو ذره اي کوتاهي کرده بودم اگر در عشقم کوچک ترين شکي داشتم خاطراتت را نابود مي ساختم ولي تو براي هميشه رفتي و مرا در انتظارت نشاندي....
[ پنجشنبه 25 آبان1385 ] [ 23:44 ] [ آیدین ]
شب بود شمع بود من بودم و غم [ سه شنبه 18 مهر1385 ] [ 18:13 ] [ آیدین ]
![]() می خوام يه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی يك شب مهتابی باشه
[ دوشنبه 27 شهریور1385 ] [ 12:52 ] [ آیدین ]
![]() دستم بوي گل ميداد ، مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند ولي هيچ کسي فکر نکرد شايد گلي کاشته باشم یک روز شاید یک روز که افتاب برگ درختان سبز را نوازش می کند در یک غریو تندر بارانی در یک نسیم نوازشگر بهار یک روز شاید همراه پرستوی عاشقی واژه لبخند به سر زمین سوخته من باز گردد امید کوبه در را بفشارد و سپیدی جای تمامی این سیاهی را پر کند آن روز بر مردگان نیز سیاه نخواهم پوشید
[ سه شنبه 7 شهریور1385 ] [ 2:44 ] [ آیدین ]
[ یکشنبه 8 مرداد1385 ] [ 14:8 ] [ آیدین ]
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
.
[ پنجشنبه 5 مرداد1385 ] [ 18:18 ] [ آیدین ]
اینم متن آهنگی از محسن یگانه که خیلی قشنگه : از عذاب رفتن تو مي سوزم تو اوج غربت واسه بودن با توندارم يه لحظه فرصت اينجا اشكه تو چشامو به كسي نشون ندادم اگه بشكنه غرورم خم به ابروم نميارم وقتي نيستي هر چي غصه س تو صدامه وقتي نيستي هر چي اشكه تو چشامه از وقتي رفتي دارم هر ثانيه ازغصه رفتنت ميسوزم كاشكي بوديو ميديدي كه چي اوردي به روزم حالا عكست تنها يادگاره از تو خاطراتت تنها باقي مونده از تو وقتي نيستي ياد تو هر نفس آتيش ميزنه به اين وجودم كاش از اول نميدونستي كه من عاشق تو بودم
[ چهارشنبه 4 مرداد1385 ] [ 14:9 ] [ آیدین ]
همه رفتن کسي دور و ورم نيست چنين بي کس شدن در باورم نيست
باشه که يارت به گوشه اي نشسته توي تنهايي
[ چهارشنبه 4 مرداد1385 ] [ 12:4 ] [ آیدین ]
[ شنبه 31 تیر1385 ] [ 13:35 ] [ آیدین ]
خيلي دلم تنگه ولي نبودنت حقيقته
[ پنجشنبه 29 تیر1385 ] [ 10:41 ] [ آیدین ]
متن آهنگ خداحافظ از حامد هاکان از آلبوم نیلوفرکه توسط اورانوس موزیک ضبط و میکس شده : خداحافظ از اینجا که پرازغمه خسته شدم می خوام برم قلبم رو که دادم به تو دیگه باید پس بگیرم خداحافظ دیگه می رم ستاره ها خاموس بشن توآسمون شب من خداحافظ دیگه رفتم هر جایی ساعت ببینم حتی نشد واسه یه بار بدی هات رو خوب کنم خورشید رو کشتم که دیگه خودم به جات غروب کنم ازم نخواه بیشتر از این اسیر این قفس باشم خاکستر دوآتیشم خسته شدم غم خونه کرده تو صدام می باره تو ترانه هام خسته شدم دل بیا بریم درد عشقی که کشیدیم [ چهارشنبه 28 تیر1385 ] [ 11:44 ] [ آیدین ]
[ دوشنبه 26 تیر1385 ] [ 17:35 ] [ آیدین ]
راه را گم کرده ام در زندگی از خستگی
عشق را سوزانده ام در آینه از نعشگی
با غم و اندوه و درد.پیمان و عهدی بسته ام
تا کنم جان را بقر بانش کنم هی بندگی
فاش میسازم همه اسرار دل را .تا که کس
پشت سر هیچم نگوید عاقل از دیوانگی
گر بیابم کنج ویرانی نشینم تا به صبح
چون شمعی سوزم رهایی یابم از بیهودگی
غم شود ساقی و دردم جام می
میشود درمان جانم عالم مستانگی
راه را گم میکند پیدا کند در گر شبی
میکند "دلخوش" رها خود را زقید زندگی [ چهارشنبه 21 تیر1385 ] [ 17:33 ] [ آیدین ]
هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم یاحتی از تو با خودم یه لحظه صحبت بکنم.... هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم!!! اینقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه میشکنی اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی.... هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونه یا روی بیشه چشات غبار آهم بمونه تو پاک و ساده مثل خواب حتی با بوسه میشکنی شکل همه آرزوهام تجسم خواب منی [ چهارشنبه 21 تیر1385 ] [ 8:43 ] [ آیدین ]
![]() ![]() بگذار کز باغ دلت بنفشه اي جدا کنم براي مرگ آينه بنفشه را فدا کنم بگذار تا دو پاي من قدم شوند به راه تو بگذار تا که بوسه هم هدر رود به گام تو بگذار کاين همه غزل ريزد به پاي اشک تو بگذار تا که شعر من رها شود به رشک تو بگذار اين شرار غم رها کنم زکوي تو بگذار تا که هستي ام فنا کنم به ياد تو بگذار تا به وقت مرگ آيم به کوي عشق تو بگذار تا به سر روم به قدسيان زشوق تو [ یکشنبه 18 تیر1385 ] [ 14:33 ] [ آیدین ]
در کنـــج دلـــم عشق کسی خــانه نــدارد کس جای در این کلبه ویـــرانه نــــــدارد دل را بکف هر که نهم بــــــــاز پـس آرد کس تـــاب نگهــداری دیوانــــه نـــــدارد دربزم جهان جزدل حسرت کش ما نیست آن شمع کــــه میسوزد و پــــروانه ندارد گفتم مه من از چــه تـــــو در دام نیفتـتی گفتــــا چه کنـــم دام شمـــا دانـــه نـدارد در انجمن عقـــل فروشان ننهــــم پـــــای دیـــوانه سر صحبت پــــــروانه نـــدارد تا چنـــد کنی قصه ز اسکنــــــدر و دارا دو روزه عمـــر این همــه افسانـه ندارد
[ شنبه 17 تیر1385 ] [ 17:20 ] [ آیدین ]
خيلي سخته غرورت رو واسه يه نفر بشکني بعد بفهمي دوستت نداره خيلي سخته دوسش داشته باشي اما نتوني باهاش بموني خيلي سخته گريه کني ولي بهونه نداشته باشي خيلي سخته صميمي ترين دوستت بهت خيانت کنه خيلي سخته کسي که تمومه زندگيت رو به پاش ريختي با بي رحمي تو چشات نگاه کنه خيلي سخته مجبور باشي سخترين چيزا رو تحمل کني خيلي خيلي خيلي سخته نا فرجام عاشق باشي
[ شنبه 10 تیر1385 ] [ 11:10 ] [ آیدین ]
![]() [ پنجشنبه 11 خرداد1385 ] [ 12:35 ] [ آیدین ]
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست چگونه یاد تو در جان زندگی سبز است تو نیستی که ببینی چگونه پیچپده است طنین شعر تو در ترانه من تو نیستی که ببینی چگونه می گردد نسیم روح تو در باغ بی جوانه من تو نیستی که ببینی چگونه با دیوار به مهربانی یک دوست از تو می گویم
[ پنجشنبه 4 خرداد1385 ] [ 13:21 ] [ آیدین ]
خيلي سخته چيزي رو که تا ديشب بود يادگاري [ پنجشنبه 28 اردیبهشت1385 ] [ 14:11 ] [ آیدین ]
|
|||||||||||
| [ طراحی : میهن اسکین ] [ Weblog Themes By : MihanSkin ] | |||||||||||